عشق قشنگم و پاییز باغ بابا صفر
عزیزدلم تو هرچی بزرگتر میشی ماشالـــا شیطونتر میشی![]()
تعدادی از عکسای پاییزیت میذارم![]()


بزنم به تخته حسابی هم کمک میکنی. من قربوووونت برم.بوووس


یه بار رفتیم باغ بابا صفر اونجا یه عالمه برگ خشک درختا ریخته بود. منم گذاشتمت وسط برگا و کلی برگ ریختم رو دست و پات. اونقد که دیگه دیده نمیشدی.الهی من فدات بشم کلی ناز شده بودی بعد که برگا رو زدی کنار و بیرون اومدی برگایی که به لباسات چسبیده بود رو تمیز میکردی. دونه دونه شو برمیداشتی و مینداختی دور. با هر یه دونه برگ هم میگفتی: برگ بَـــدوو![]()


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عشق قشنگم و پاییز باغ بابا صفر
